قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان
آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند “چه کس مرده است؟ “
چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .
قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین
مبدل کرده ام .
یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته، یکی ذوق میکند
که ترا فرش کرده ،یکی ذوق می کند که ترابا طلا نوشته ، یکی
به خود می بالد که ترا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و
… آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟
قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و ترا
می شنوند ، آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای
موسیقی های روزمره می نشینند .. اگر چند آیه از تو را به یک
نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ” احسنت …! ” گویی
مسابقه نفس است …
قرآن ! من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با
شماره صفحه ،
خواندن تو آز آخر به اول ،یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای
کاش آنان که ترا حفظ کرده اند ، حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب
مسابقات هوش نکنند .
خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو .
آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند ، گویی که قرآن
همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم
تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم
نظرات شما عزیزان:
دوست 
ساعت17:26---9 خرداد 1391
اين سيدكه جواب مارانميده«نظرتوقسمت بي تو»ولي اين مطلب كه ازدكترشريعتي گذاشتي،خوب بود.اماخودمونيم نظراتي كه خانم ف ز ص تووبلاگت ميذاره ازهمه پربارتروتأثيرگذارتره.اون توحرفاش خودشه شايدبه اين خاطركه تودل ميشينه.توهم خودتي؟؟اميدوارم هم براي خودم وهم شماثأثيراتي كه ميگيريم لحظه اي نباشه.بحقّ جدت.
پاسخ:
سلام علیکم
به دوست همیشه مهمانم که میزبانم
دقیقا همینطوره خانم صادق نژاد در حق وب من کم نزاشتن
من به عنوان یک برادر کوچکتر واقعا از ایشون نهایت سپاس و قدردانی و دارم
وامیدوارم که مارو با نظرات قشنگ ودلنشین و آموزندشون تنها نزارن
با تشکر
سید جعفر حسینی
((جعفربن محمد))
گمنام 
ساعت16:02---3 خرداد 1391
سلام ازمطالب خوبي كه تووبلاگ ميذاريد ممنونم.واقعا"ماخيلي درحق قرآن ظلم ميكنيم.من هم ازمتن دكترشريعتي لذت بردم وهم از كسي كه نظرگذاشته براتون.خيلي زيباوقابل فهم باخداحرف زده.التماس دعا.
فاطمه زهراصادق نژاد 
ساعت15:59---31 ارديبهشت 1391
آري قرآن من نيزشرمنده توأم.چراكه من هم درمهجورماندن وغربتت نقش دارم. باآنكه هرشب تكليف قبل ازخوابم قرائت توست وقرص آرامبخشم تلاوت آيات پرازنورتوست اماوقتي هرشب نامه ي معشوق رابخواني وگوش نسپاري،چطور ميتوان ادعاي عشق ودلداگي كرد.مگرنه اين است كه نشانه حب اطاعت ازمحبوب است.نشانه ي عشق،چشم بي چون وچرابه معشوق است.پس باچه رويي بگويم عشقم خداست.قرآن،بگذاركمي فكركنم شايدبه خاطربياورم هرشب درنامه حضرت عشق چه ميخوانم.آهان يادم آمد برايم نوشتي:"اوفوا بعهدي اوف بعهدكم" به عهدت بامن وفاكن تابعهدتان باخودم وفا كنم*باتندي گفتي:"أتأمرون الناس بالبرّ وتنسون أنفسكم"*مردمرابه خوبي دعوت ميكني درحاليكه خودت رافراموش مي كني؟*بامهرت برايم نوشتي:"ان احسنتم احسنتم لانفسكم"*دخترم اگه به ديگران خوبي كني درواقع به خودت كردي* امركردي"قل للمؤمنين يغضّوامن ابصارهم" وقل للمؤمنات يغضضن من ابصارهنّ" درمقابل نامحرمت وهرحرامي چشمات رو بپوشون* امرفرمودي: "لاتقربواالزّنا"به زنا نزديك نشويد*نگفتي زنانكن بلكه براي پيشگيري ازاين فعل حرام ،گفتي نزديك شم نشو.كه مفسران قرآن مي گويند: خنديدن وشوخي بانامحرم،عادي شدن روابط بين نامحرمان حتي براي صحبت كردن بون حيا وحريم درنگاه وسخن و... انسان را به اين سمت سوق ميدهد. به به ،واقعا"آفرين به ماكه چقدراهل مراعاتيم حال ماداريم ازغربت قرآن مناليم.باعشق برايم نوشتي كه پاسي ازشب رابرخيزم ونمازعشق«نمازشب»راقامت كنم."قم اليل الاّقليلا نصفه اونقص منه قليلا"وقتي ازتنهايي ترسيدم به من اطمينان دادي كه همه جابا مني وازمن به من نزديكتري"هومعكم أين ماكنتم""نحن أقرب من حبل الوريد"برايم نوشتي:غيبت ممنوع،تهمت قدغن،كسي رامسخره نكنم ونخندم چراكه شايدخودم ازهمه مضحكتر باشم.گفتي:زودقضاوت نكنم،انفاق كنم، ولايت پذيرباشم،هرآنچه كه ميخواهم تنهاازتوبخواهم واميدم ازخلق منقطع باشد وازرحمتت نااميدنشوم اگرخطايي كردم زودتوبه كنم.گفتي:هيچكي بارگناه ديگري رابه دوش نميكشه"لاتزروا وازرة وزر اخري"باتمام لطفت برايم سرودي كه بنده ي من به حدي برس كه تنهاخودم مشتري وخريدارت باشم "انّالله اشترا".خداياتوراه را به من نشان دادي امااين بنده ي حقيرتوست كه مرتب خطا ميكند